|
|
|
|
|
عشق من ، منو صدا كن |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 11:56 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
![]() دل بســـوی تــو بستم خــدا میــد انـــد
وز مــه و مهــر گستم خـدا مید انــــــد
ستم عشق تـــو هــر چنــد کشیدیم بجان
ز آرزویت ننشستم خــــدا میـــد ا نــــد
هـــــرگز دلـــم ز کــــوه تــو جـائی دگـــر نرفت
یکـــدم خیــال روی تــــوام از نظـــــــر نــــرفت
جـــان رفت و اشتیـــاق تو از جـــان بـــــدر نشد
سر رفت و آرزوی تــو از سر بــــــــدر نــــرفت
هــــر کـــو قتیــل عشق نشد چــون به خاک رفت
هـــم بی خبــر بیامـــد و هــم بـــــی خبــر بــرفت
در کـــوی عشق بـــی سر و پائـــی نشان نــــــداد
کـــــو خسته دل نیــــامـــــد و خونین جگــربرفت
عمـــرم بــرفت در طلــــب عشـــق و عـــــــاقبت
کــامـــــی نیافت خـــا طــــر و کاری بسر نـــرفت
ندارد بــزم گــردون گــرمــی کــاشــانــه مــارا
که دست غم بــر افــروزد چــراغ خانه مــــارا
بچشم یــار مــی بینم نشان از فتـنـــه گــــردون
ز دشمن در در امـــان دارد خــدا جـانـانه مارا
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
ای نگاهت نخلی از مخمل و از ابریشم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا را با عظمت خودش صدا بزن و چشماتو ببند دستتو بذار روي قلبت اونوقت خدا رو حس مي كني كه داره صدات ميزنه حالا دلت لرزيد ؟ حالا باور كردي خدا توي دل خودته؟ حالا فقط كافيه با خودت يه سبد تمنا ببري... تا با يك سبد پر از رحمت بر گردي ... پس پنجره را باز كن تا خدا را صدا بزني تا بگوئي چقدر دوستش داري اگر آن قدر كوچكي يا خسته كه دستت به دستگيره پنجره نمي رسد تا بازش كني آهسته خدا را صدا بزن تا پنجره را باز كند تا بگويد چقدر دوستت دارد... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پا
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه من باشمو اون باشه و یک شب مهتابی باشه نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم با همه التماس من نشد دیگه نره سفر شعرام به جز اون روی هر دیونه ای گذاشت اثر نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلهارو ببینم نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم یکی می گفت که خواب دیده اون گفته عاشقش می شم اما نشد اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش نشد بازم نشکنه این چینی شکستنی هیچ جای دنیا ندیدم هیچ جای دنیا ندیدم عجب چشمهای روشنی باور نکرد یه موزهشو به صد تا دریا نمیدم یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم راست میگه هرچی اون بگه من کجا و دیونگی چه جور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم نشد یه بارم برسم به آرزو های محال یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال نشد منم واسه یه بار به آرزو هام برسم گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره نشد خودش آیینه که هست بیادو شمع دون بگیره نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه بدی نشد دوستت دارم بگه به من که نه به دیگری نشد یه بارم رد نشه از روی شعر ها سر سری نشد یه کاری بکنه که بدونم دوستم داره آتیش گرفتمو یه بار نگام نکرد بگه آره نشد یه بار حرف بزنه نزاره پای سرنوشت نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم نشد تو رویا هام براش روزی هزار بار نمیرم نشد برم نشد نره نشد بخواد نشد بیاد نشد ولی شاید بشه واسم دعا کنید زیاد از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها فقط واسم دعا کنید اول خدا دوم شما قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
بخواب اي نازنينم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
داشتم می رفتم که با همه چیز خداحافظی کنم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
و هزاران بار در جستجوي لفظي به وسعت عشق تو با من،
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 27 مهر1386ساعت 4:59 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
عید سعید فطر بر همه دوستان و هموطنان و همه مسلمانان مبارک باد
قیصرامین پور : * خواجه حافظ شیرازی : * امیر معزی : * عنصری بلخی : * حکیم غرضی سیستانی : * منوچهر دامغانی : * کلیم همدانی : * شمس طبسی : * خاقانی شروانی : * مجیرالدین بیلقانی : * مصلح الدین سعدی شیرازی : * قائم مقام فراهانی : * مسعود سعد سلمان : * جیحون یزدی : * سراج الدین قمری : و...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 20 مهر1386ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||